
این بار وقتی از همه رنجیده بودم xa0با چهره ای اخمو و صورت درهم، بدون آرایش و همراه با دو سه تا جای جوش؛وقتی دلم نمیخواست کسی را ببینم ،وقتی تند تند راه میرفتم و به کسی نگاه نمیکردم و مو هایم را به زور xa0زیر شالم میچپاندم، وقتی خیلی تنها بودم تنها تر از همیشه و تنها تر از اکنون، تو صدایم بزن که برگردم و به من نگاه کن بدون آنکه من ذره ای احساس خجالت کنم به من نگاه کن و در دلت بگو که با آن همه آشفتگی شاهکار خلقتم می دانم خواسته بزرگی بزرگیست ولی من از گشتن خسته شدم، این بار تو پیدایم کن!...
ادامه مطلب